صدای قدم یار

یکباره سفر به نا کجا بختم شد

دلتنگی عالم همه شب رختم شد

تا باز صدای قدمت جاری شد

از غصه نوشتن چقدر سختم شد

/ 6 نظر / 13 بازدید
باران

...تا باز صدای قدمت جاری شد از غصه نوشتن چقدر سختم شد... خیلی زیبا...

بانوی فروردین

سلام جناب مازیار دوست گرانقدر با ابهت امیدوارم صدای قدم یار همیشه طنین انداز بهترین لحظات و خاطره شاد برای همه باشه. چقدر این نوشته با احساستون به دلم نشست . خیلی لذت بردم. در پناه یکتای جهان پایدار و برقرار بمانین انسان شریف

مسعود

سلام مازیار عزیز زیبا سروده ای مثل همیشه پر معنی [دست][دست]

مسعود

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد

آذین

سلام ممنون از متن شعر بسیار زیبات.