برای تو.........

گیجم که چگونه برتو من تاخته ام

شمشیر به روی عاطفه آخته ام

ای غم تو بمن چه ناروا خندیدی

ای اشک بیا  قافیه را باخته ام

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
فاطی

من از خدا خواستم، نغمه های عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نکنی و ببینی که سایه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداری تنهایی. ولی اکنون تو رفته ای ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من این است که من شاهد رفتن تو هستم

آذین

ای اشک ، آهسته بسوز که غم زیاد است ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز است . . .