آری عشق

یک عمر

در انتظار شنیدن (آری) تو بودم

انتظار بسر آمد وتو

چه یکباره گفتی
که (عاری) از عشقم

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اسنکی

مثل همیشه عالی درد را از هر طرف بخوانی درد است دریغ از درمان که عکسش نامرد است

شکیل

این عشق چیه اونوقت؟ آری بهتره یا عاری؟

اسنکی

مازیااااااااااار خیلی دیر به دیر اپ میکنی / بابا من هر روز سر میزنم ولی خبر نیستتتتتت حاجی کمک میخوای من شاگرد خوبیماااااا / ماشالله دهنمم بسته نمیشه میبینی که همش در حال حرف زدنم / یه اشاره کنی برات صدتا شعر نو سپید و غزل و قصیده میگم که بتونی شاهنامه رو بزاری تو جیبت :)

آروشا

خوشم میاد حرف دل خیلی هارو به یه زبون نازک و پر احساس به لب قلم مینشانی[دست][گل]

مرجان

از عشق سخن گفتن برای آدمی هنوز خیلی زود است! خیلی زود... حسین پناهی

اسنکی

مازیاااااااااااااااااااااااااااااااار دق کردم بابا اپ کن دیگهههههههههههههههههههههههههههههههههههههه دههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

سمی

همیشه اخر انتظارمون اینطور میشه دیگه همچین کوبنده میخوره توذوقمون مرسی مازی [گل]

دخترک

این یک داستان است از اولین مطلب بخوانید منتظر نظرات شما هستم

دخترک

روزی دو بار وبلاگ رو با ادامه داستان آپ میکنم منتظت هستم و لینکت کردم