عاطفه

این عشق که با سر به زمین می زندم

صدبار دگر باز ز مین  می زندم

تسلیم به اشک تو شدم  بادا باد

این عاطفه آخر به زمین می زندم

/ 4 نظر / 7 بازدید
www.rolan.blogfa.com

من منتظرت شدم ولي در نزدي بر زخم دلم گل معطر نزدي گفتي كه اگر شود مي آيم اما مرد اين دل و آخرش به او سر نزدي سلام وب زيباي داري خيلي خوب اگه تونستي به ما هم يه سر بزني خوشحال ميشم[گل]

بانوی فروردین

سلام بر دوست بسیار بزرگم ممنون از دعوتتون . مثل همیشه زیبا و پر از احساس با شکوه ایت عاطفه شما رو به اوج انسانیت برده و این بزرگترین ارزش نویسنده ایی چون شماست . در پناه خدا شاد و مسرور

ع ل م

سلام دوست خوبم . چقدر احساس شعریمون به هم نزدیکه .

آروشا

ئه زانم دلت ناسکه و به رگه ی شکان ناگره دلی ناسک و جوانیش به خورایی به که س نادری بی وه فا ئه وکه سه یه قه دری دلی تو ناگری