طلب از عشق

عمرم همه رفت و طلبم از عشق است

این واهمه و سوز و تبم از عشق است

با خط قشنگ این رباعی بنویس

بنویس که کا بوس شبم از عشق است

/ 12 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی فروردین

سلام و درودی از صمیم قلب بر شما مطمئنم این احساس زیبا تمام طلبش رو از عشق می گیره زمین گفت به تکیه گاه رسیدم و بعد از این هرگز فرو نمی ریزم زمین برهنه شد و تنش را به آفتاب سپرد زمین آه چه قدر عاشق بود و این عشق در پناه آفتاب زمین را به آسمان خواهد رساند [گل]

مسعود

سلام دوست عزیزم با مطلب"امتغیر بودن هدفها" و یک سوال به روزم و منتظرقدمهای سبزتون [گل]

آرزو

سکوت سرشار از نا گفته هاست...

آروشا

اینو خییییییییلییییییی دوس داشتم دست مریزاد"گل" روزی ما دوباره کبوترهایمان راپیدا خواهیم کرد ومهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است...

بی روزهای تو

سلام وبلاگ زیبایی دارید. لطفا به وبلاگ ما سر بزنید ما تمایل داریم با شما تبادل لینک کنیم.

آذین

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: ..." مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! " ... عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز