غارتگر

در عمق نگاه باران زده ات

کدام رویای آدمی تعبیر می شود

که از همه نا گفته هایم

سخن آغاز می کنم،

بیقرارت می شوم،

میان سکوت این برهوت

هلهله می کنم،

بی آنکه از ابلیس ترسیده باشم،

در ظلمات قیر گون بی تفاوتی.

چه حس قشنگی میان چشمانت ،دو دو می زند

دلم لرزش آغاز می کند 

تا سرسختی ام ،انگشت حیرت

به نشان تسلیم بر دهان فرو برد.

خورشید در نگاهت خفته اما

تا آرزوهای کهن در رگهایم جاری شوند

تمام چشمانم پر می شود از تو

دل می سپارم تا چشمان من

تشنه ترین مسافر باشند

در رد پای تو.

وآنک  از راه میرسی

تنم گر میگیرد

از هرم حضورت

بر شانه های بیقرار من تکیه میکنی ،

و آهسته در گوشت زمزمه می کنم

تکیه کن غارتگر وحشی من

نگاه بر شرمم بتازان

اما بتاب

حتی از پنجره نیمه باز.  

/ 13 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل

دلم برای چشمان رنگیت و رنگ چشمانت تنگ شده است شدید ... آنقدر که حتی خیلی و بسیار هم گویای احساس من نیستند ... کاش باران بیاید تا خیسی چشمانم را نبینی ... تا بتوانم چشمانت را بی غم ببینم... آرزویم همه شادی توست حتی اگر شانه هایت تکیه گاهم نباشد...

من

سلام دوست عزیز سال نو پیشاپیش مبارک,موفقیت روز افزون شما را از خدا خواستارم.(التماس دعا در لحظه تحویل سال)

شکوه

سالم با پوزش فروان بعلت غیبت طولانی که داشتم. حتی میشه از پنجره نیمه باز دید. مثل همیشه عالی بود خوشحال میشم سر بزنید ونظر بدید پیشاپیش سال 1390 تبریک وتهنیت عرض می کنم.[گل]

سمی

سلام مازی مهربون منم چندروزی میامدم به امید خوندن یه شعر دلنشین دیگه در ظلمات قیر گون بی تفاوتی. چه حس قشنگی میان چشمانت ،دو دو می زند (چقدر قشنگ تشبیهش کردی...) [رویا][لبخند]

مرجان

می دانم از شکستن من رنج می بری شهزاد سرزمین غم... مهربان پری وقتی که من بزرگترین بغض عالمم از شانه های خیس تو همراز بهتری؟!! فانوس چشم های تو را مینویسم و... پر میشود از آتش ناگفته دفتری آنقدر شبیه گریه من حرف میزنی باران گرفته است در این شعر آخری... [گل]

سارا

مرا چه به تنهایی و سکوت ؟ نقاشی می کشم دنیای وارونه ام را ، از اینجا تا بی انتهایی تو رنگ در طرح بوسه ای بر باد درختی در آغوش خاک آسمانی بی ماه طبیعتی برهنه و من چشمانم حکایت ها دارد ... مرا چه به تنهایی و سکوت ؟ زندگی باید...

میهن پرستان

با درود فرا رسیدن سال 14090 اهورایی ، 7033 آریایی (میترایی) ،3749 زرتشتی،2540 شاهنشاهی کورش بزرگ ،1390 خورشیدی و روزبه ( عید ) نوروز ، روز زایش میشک و میشیانک ( آدم و حوا ) به باور ایرانیان باستان و سرآغاز راستین سال نو ، بر ایرانیان پاک نژاد و میهن دوست شاد بادا. پاینده ایران

اردشیر بابکان

درود بر شما دوست عزیز من در وبلاگم مطلب کوتاهی درباره نگرشی بر قانون اشا یکی از اصول دین زرتشت نوشتم لطفا" اگر مایل هستید آن مطلب را بخوانید و دیدگاهتان را بیان کنید. پیشاپیش نوروز باستانی را نیز به شما شادباش میگویم با تشکر از شما دوست عزیز[گل]

معین

سلام.میدونی من همیشه عاشقه ته نوشتهاتم داداش. خیلی باحال تموم میشن.فدات بشم خیلی بهم ارامش میدن. راستی ساله نو هم پیشاپیش تبریک.دوستدارت معین.

سیما

سلام سبک نوشتنتون خیلی زیباست. تشبیهات جالبی به کار می گیرید وبلاگتون واقعا خیلی خوبه.[گل][لبخند]